شب هزار وچهارم
امروزم یه جتجال کاری پیش اومد ... کاش واقعا بودی .... چقدر غروب امروز پشتم خالی بود...
شدم یه آتشفشان آماده فوران که داره توی خودش فرو میره . که آسیب یه اطرافش نرسه
خیلی بهت نیاز دارم .... ..یادت میاد میگفتی هیچوقت تنهات نمیذارم ... هههه حالا جرا تنهام گذاشتی....
برچسب: نیستی,
نویسنده: امیر رادمنش
امشبم یکی از همون هزاران شبیه که از نبودنت ، به هزار دلیل میگذره .
جات خیلی خالیه . و من دلتنگتر از همیشه ... بیدار و مبهوت جای خالی ...
برچسب: نیمه,
نویسنده: امیر رادمنش
تو بر نمیگردی
و این غمگین ترین شعر جهان است
که ترجمه نمی شود
یعنی تو را به هیچ زبانی نمی توان برگرداند ....
" مینا آقا زاده "
پ ن . الهی و ربی من لی غیرک... فاغث یا غیاث المستغیثین
برچسب: مهتاب,
نویسنده: امیر رادمنش